تبلیغات
لارفردا

به نام خدا

لارفردا
امروز سه شنبه 28 آبان 1387  به وبلاگ  لارفردا  خوش آمدید


¿قرهتگ کار مهمترین عامل در توسعه یافتگی
سه شنبه 18 تیر 1387

یکی از عناصر مهم و کاتالیزور در فرایند مدرن شدن جوامع غرب و شمال اروپا رفرم مذهبی بود.ظهور پرو تستانیسم عاملی مهم و تاثیر گذار در صنعتی شدن و دگرگونی در شیوه زندگی مردم شد.اروپاییانی که رفرم مذهبی را تجربه نکرده اند از نظر فرهنگ شهر نشینی و صنعتی هنوز شکاف قابل ملاحظه ای با جهان پروتستان دارند.

جوهره ی اصلی اخلاق پروتستانی فضیلت بودن کا ر است.اخلاق پرو تستانی سخت کوشی و کار را به شدت تشویق می کند.بهره وری و کار در نظر یک پرو تستان بسیار مورد ملاحظه است.

مهمترین عامل باز دارنده در کشورهای شبیه ایران در برابر توسعه یافتگی عدم وجود یک نگرش یا وجدان حرفه ای به کار و تولید است. نگاه سنتی ما ایرانیان به کار بزرگترین عامل عقب ماندگی تاریخی سرزمین ایران است.

هیچ نظام سیاسی نمی تواند بدون تغییر نگاه افراد یک ملت به مقوله کار موفقیتی حاصل کند.برای همه گیر شدن نگرش مثبت به کار و بهره وری باید از طریق نوعی بینش مذ هبی به درون توده ها نفوذ کرد.

هر چند تغییر نگرش به نا هنحاریهای همه گیردر یک جامعه بسیار مشکل است ولی با جدیت و تلاش فراوان می توان به تغییر الگو ها و نگرش منفی نسبت به کار و بهره وری امیدوار بود.

 

 

نوشته شده در سه شنبه 18 تیر 1387 و ساعت 09:07 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
چهارشنبه 22 خرداد 1387

آیا راه توسعه یافتگی از دنیای مدرن می گذرد.؟

اگر سقوط قسطنطنیه را پایان قرون وسطی و آغاز اومانیسم فرض کنیم پیمان وستفالی شروع ناسیو نالیسم و ابتدای عصر روشنگری در اروپا خواهد بود. غرب جدید به چهار صدسالگی نزدیک شده است.از دنیای مدرن عبور کرده و بیش از چند ین دهه است که به دنیای فرا مدرن وارد شده است.

ما از شرق می آییم.از ایران.یکصد و پنجاه سال است که این صدا به گوش می رسد.غرب با سرعت به پیش می تازد. اما ما در مبارزه ای سخت میان سنت و مدرنیته گرفتاریم.هنوز مدرنیته را فهم نکرده ایم که غرب جدید به دوران فرا مدرن وارد شده است.

شکاف میان ایران و غرب جدید شکافی به اندازه سنت و پست مدرنیسم است.روسها و چینیها در آخرین لحظات به قطار مدر نیته پیوستند ولی جهانی بزرگ از اندونزی تا مراکش جایی برای سوار شدن نیافتند.

از جهان تمدن به جهان اندیشه می رویم.در غرب جدید نیچه ها و هاید گرها خرد را نقد می کنند ولی ما هنوز به خرد نپرداخته ایم. در سرزمینهای اسلامی قرنهاست که اندیشیدن جرم بزرگی محسوب می شود.فلسفه در شرق بعد از ابن رشد به تاریخ سپرده شده است.

از جهان اندیشه به جهان سیاست می رویم.گوناگونی و تنوع حکومتها در کشورهای اسلامی واقعا بی نظیر است.سرهنگ  پادشاه  شیخ  رئس جمهور نخست وزیر سلطا ن. در غرب جدید تقریبا همه دولت ها شبیه به هم انتخاب می شوند.

شکاف میان شرق و غرب جدید فاصله ای به ابعاد شمال و جنوب وسنت و پست مدر نیسم است.اگر به طور اجمالی به کشور های توسعه یافته نظر کنیم متوجه می شویم بیشتر آنها از جهان مدرن عبور کرده اند.البته صحبت کردن از مدرنیته در دنیای جدید خیلی مضحک به نظر می رسد ولی به هرحال آیا تنها راه توسعه یافتگی از دنیای مدرن می گذرد.؟ 

نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد 1387 و ساعت 03:06 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در چهارشنبه 22 خرداد 1387 و ساعت 02:06 ق.ظ


¿آیا جهان به دگر گونی نیاز دارد؟
جمعه 27 اردیبهشت 1387

آیا جهان به دگرگونی نیاز دارد؟

در آغاز هزاره سوم گوناگونی نظامهای سیاسی در جهان همچنان ادامه دارد هر چند به نظر می رسد روند دمکراتیزه شدن مناطق مختلف جهان سر عت بیشتری گرفته است.این سوال همچنان پابر جاست که آیا آمریکای شهروندان اروپای سیاستمداران و حقوقدانان روسیه اتو کراتها چین تکنو کراتها یا ایران روحانیون و بازاریان  باید همان راه و روش خود را دنبال کنند.جواب دادن به این سوال بسیار مشکل است.

جهان فرا مدرن در حال انبوه زدایی در همه عرصه های صنعت تجارت فرهنگ مصرف و شیوه های حکومت است.آیا جهان در همه عرصه ها به ثبات رسیده است.چرا که گوناگونی و تنوع جوهره اصلی جهان فرا مدرن محسوب می شود.آیا نگرش دگرگونی خود به دگرگونی نیاز ندارد؟

بیاید دوباره آغاز کنیم آیا شکاف شمال و جنوب باید حفظ شود حذف شود یا کمتر شود.آیا می توان این فاصله ها را کاهش داد؟چرا باید کاهش داد ؟آیا محکوم به کاهش دادن فاصله ها هستیم.؟یا تصور می کنیم این فاصله ها باید کاهش یابد.

افغانستان 2008سوئد 1708است.فاصله سیصد سا ل .افغانستان قرنهای دهم و یازدهم میلادی عصر وزین و زرین تمدن ایرانیست.اما امروز نقطه تلاقی جهان ارتجاع و جهان جدید است.باز به سوال اول باز می گردیم آیا جهان به دگرگونی نیاز دارد؟

 

نوشته شده در جمعه 27 اردیبهشت 1387 و ساعت 11:05 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در جمعه 27 اردیبهشت 1387 و ساعت 10:05 ق.ظ


¿وجوه سه گانه شخصیت
جمعه 30 فروردین 1387

 در علم روانشناسی لایه های شخصیتی هر فرد به صورت سه شخصیت کودک بلوغ و بالغ تقسیم بندی می شود.هر فرد در هر لحظه بر اساس شرایط مختلف یکی از سه شخصیت فوق را با خود حمل می کند. وجوه گوناگون شخصیت بر اساس زیر بنای شکل یافته روان افراد در ضمیر نا خودآگاه آنان بروز میکند.نکته مهم در این مباحث تفاوتهای نسبتا زیاد افراد در جوامع مختلف در مواجهه با این فرایند است.با اندکی تفاوت این وجوه سه گانه در موردجوامع نیز مصداق دارد.اگر به این موضوع توده ای نگریسته شود تفاوتهای جوامع مختلف به وضوح قابل مشاهده است.

مهمترین شخصیت شخصیت بلوغ یافته است.شخصیت بلوغ شخصیت پرسشگر است.پر سشگری از همه زیر ساختهای فکری باورها اعتقادات آداب و رسوم آیین های ملی و سرزمینی و به طور کلی همه کاراکتر های موجود در توده های انسانی هر جامعه.شخصیت بلوغ یا آن روحیه پرسشگری در جوامع تو سعه یافته به مراتب شدت و حدت بیشتری نسبت به جوامع کمتر توسعه یافته دارد.شخصیت افراد در برخورد با مسائل مختلف در تصمیماتی که اتخاذ می کنند مشخص می شود.ممکن است در برخورد با موضوعی خاص فردی لایه کودکانه شخصیتش غالب شده شخصیت کودک به خود بگیرد.یا بر عکس شخصیت بلوغ یا بالغ.

در مسائل کلان و اساسی نیز جوامع مختلف تصمیمات متفاوتی اتخاذ خواهند کرد.چرا که در دموکراسی های امروزی بیشتر آرا به صورت توده ایست پس می توان بر اساس تصمیم گیریهای افراد هر جامعه شخصیت غالب آن جامعه رامشاهده کرد.

در جامعه ایران رشد شخصیت بلوغ به صورت تدریجی در حال گسترش است.از ابتدای قرن بیستم در ایران این تغییرات شخصیتی آغاز شده و همچنان ادامه دارد.البته شایدفراز و نشیب های زیادی در مسیر این تغییرات در ایران بوجود آمده است.اگر ایران جدید را آغاز مشروطیت فرض کنیم روند  این تغییرات گاه کاهش گاه افزایش یافته است.

در آغاز هزاره سوم بزرگترین وطیفه طیف روشنفکر جامعه ایران ترویج گفتمان پرسشگری و رو حیه شخصیت بلوغ در طبقات مختلف جامعه ایران است.بشود که با افزایش و شدت یافتن این روحیه  تصمیمات و انتخاب های جامعه ایران نیز در برابر مسائل کلیدی و راهبردی با کنکاش و وسواس بیشتری صورت پذیرد.  

       

 

 

نوشته شده در جمعه 30 فروردین 1387 و ساعت 08:04 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در جمعه 30 فروردین 1387 و ساعت 08:04 ق.ظ


¿بگو آری بگو با من بگو
دوشنبه 21 آبان 1386

بگو  آری بگو  بامن بگو

چه ارمغان آورده ای

از خدا از انسان  از د ین

زمان در گذر است

بگو  آری بگو  با من بگو

چه ارمغان آورده ای

از جهان از شرق از ایران

زمان در گذر است

بگو  آری بگو  بامن بگو

چه ارمغان آورده ای

از آِزادی از خرد از مهر

زمان در گذر است

بگو  آری بگو  با من بگو

چه ارمغان آورده ای

به چه اندیشیده ای   به چه دلداده ای   چه بر پاکرده ای

بگو  آری بگو  با من بگو

زمان در گذر است

چه ارمغان آورده ای  چه ارمغان آورده ای

نوشته شده در دوشنبه 21 آبان 1386 و ساعت 05:11 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿اندرز بزرگان
پنجشنبه 25 مرداد 1386

آدمی آفریننده سرنوشت خویش است.

 چیزی داشته باش که به درد مردم بخورد آنگاه اگر چه در کوه و جنگل مسکن  کنی راه خانه ات پر از مردم  خواهد بود.                                                                               اشو زرتشت سپنتمان

نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در - و ساعت -


¿تنها نوع آزادی آزادی اندیشه
پنجشنبه 25 مرداد 1386

اندیشه ها از جنسی نیستند که فضای اشغال کنندپش ما در ذهنمان میتوانیم انواع اندیشه ها را جای دهیم.حتی دیدگاههای که صد در صد مخالف همدیگرند می توانند در ذهن ما جای گیرند.

تنها زمانی که اندیشه ها می خواهند به صورت عمل در آیند با یکدیگر اصطکاک پیدا می کنند.وقتی اندیشه ای به ظرف عمل ریخته می شود چون فضا اشغال می کندبا دیگر اندیشه های که ناسازگار است در گیری ایجاد می کند.

اندیشه های که فردیت را می سازند با اندیشه های که برای تا ثیر گذاری بر جوامع بوجود می آیند متفاوتند.گفتار نیک کردار نیک اندیشه نیک فردیت را می سازندو انسانهای اخلاقی بوجود می آورند.اما آزادی برابری جوامع را می سازند.می بینیم که آزادی و برابری مسائلی هستند که بیشترین زد و خورد ها را در حوزه اندیشه سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی بوجود آورده اند.

برای تقویت فردیت باید حریم خصوصی افراد بیشتر شود حریمی که فرد احساس کند می تواند به فردیت بالاتری دست یابد.برای پیشرفت جوامع باید اجزای آنها بر اساس اسلوبهای در کنار هم قرار گیرند که در تعامل باشند نه در تقابل.

هر اندیشه ای که در جامعه ای حاکمیت می یابد بیشترین نقد نیز در زمان حاکمیتش برآن اعمال می شود.شاید این موضوع همان دیالکتیک هگل را تداعی می کندکه هر چیزی ضد خود را دارد.نهاد برابر نهاد و هم نهاد.

پس هر اندیشه ای وقتی به ظرف عمل ریخته می شودخود آن اندیشه حتی اگر اندیشه ای با آن تضاد ایجاد نکندخودش ضد خودش را باز تولید خواهد کرد.پس در حوزه عمل است که اندیشه ها با هم تصادم پیدا می کنند نه در حوزه اندیشه. 

نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در پنجشنبه 25 مرداد 1386 و ساعت 10:08 ق.ظ


¿
شنبه 20 مرداد 1386
اندیشه در عصر ارتباطات
جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۸۵

   از این که به این وبلاگ تازه تاسیس سر زدید خیلی متشکرم.

 مخاطبان این وبلاگ بیشتر بچه های لاری هستند اما از همه دعوت میشه 
توی هرچه بهتر شدن این وبلاگ به ما کمک کنند و نظراتشونو از ما دریغ نکنند.

                ----------------------------------------------

اگر تاریخ بشریت را به سه دوره تقسیم کنیم به ناچار بعد از دوران کشاورزی و صنعت، باید عصر الکترونیک را دوران سوم تاریخ بخوانیم، همه نظام ها، ساختارها و تشکیلات جوامع انسانی برای گذر از هر دوره مجبورند خود را به شکلی تغییر دهند که بتوانند به حیات خود ادامه دهند. امروزه و در عصر الکترونیک جهان پیرامون ما بسیار به هم نزدیک شده و سرعت تغییر و تحول در زندگی ما انسان ها بسیار سریع شده است. در حقیقت جهان کوچک و کوچکتر و تغییرات سریع تر و سریع تر می شوند. هزاره سوم که دورانی برآمده از انقلاب الکترونیک است عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات نامیده می شود. در فضای مجازی که امروز در خانه، مدرسه، سوپرمارکت، همه و همه جای زندگی ما انسان ها، حضور خود را اعلام کرده شیوهء زندگی ما انسان ها را تغییر داده است . مامی توانیم در هر نقطه روی زمین و یا خارج از آن با هر کسی و هر جایی در ارتباط باشیم. امروزه فضانوردان از فضاپیماهایشان برای ما پیام تبریک سال نو می فرستند و ما در اعماق اقیانوس ها با موجودات دریایی طرح دوستی می ریزیم. این همه تغییر و تحول با سرعت خیره کننده برای تمدن بشری بسیار حیرت انگیز است. چشمهایتان را برای لحظه ای بسته به اعماق تاریخ بروید. قرن ها و قرن ها پشت سرهم و تکراری در حال عبور هستند ولی تغییری در زندگی انسان ها مشاهده نمی شود. به دوره ای می رسیم که دوران صنعتی نامیده می شود و سرعت تغییرات از آن دوره به بعد شتاب می گیرد تا، به امروز برسیم.

امروزه می بینیم که تغییرات به حدی شتاب گرفته که دیگر کسی از  سده و دهه صحبت نمی کند، تغییرات به سال و ماه و روز به روز و لحظه به لحظه رسیده است و ما اگر دیر بجنبیم  زمانی بیدار می شویم که سده ها از پیرامونمان عقب می افتیم. همه فکر
می کنیم که ما مدرن و تکنولوژیک زندگی می کنیم ولی برای حرکت نیاز داریم ابتدا بیاندیشیم. اما اندیشیدنی که عاملی شتاب زا برای حرکت دنیای جدیدمان باشد.

 

به نظر شما اندیشیدن می تواند عامل حرکت باشد؟

نوشته شده در شنبه 20 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ توسط : م.عباسی
ویرایش شده در - و ساعت -